تبلیغات
❥ღشیـطــنـت هــای عـاشـقـانـهღ❥ - بی حال نوشت

سلام دوستای گشنگم


اومدم فقط بنویسم نمیدونم از چی و از کجا...

دلم گرفته بود...خیلی...


چند روز پیش که تنها بودم اتفاقی یه فیلم تو لپ تاپ یافتم و پلیش کردم 

اسمش خانم بود...

اخرای داشتان یه خانواده بودن که همسرش دستاشو از کتف از دست داده بود..خانمه خونه تو بیمارستان خدمه بود...یه پسر دبستانی و یه دختر شیرخوار داشتن...همسرش از اینکه هیچ کاری از دستش برنمیاد واسه زندگیشون کنه ناراحت بود و میخواس خودکشی کنه که خانمه نذاشت...

با وجود اینکه همسرش ناتوان بود کلی دوسش داشت کلی....همینطور که میدیدمش اشکام جاری شد...

با خودم میگم منم میتونم انقد صبور باشم؟؟؟

خداروشکر همسرم سالمه خداروهزار بار شکر....

اما میتونم با مسئله مالی کنار بیام..خیلی وقته میخوام ازش بنویسم اما یه جورایی بلد نیسم بنویسم و حرف دلمو بزنم...

فقط قسمتای خوبو که دوست دارمو مینویسم اونم با نثر افتضاح :|

نمیدونم میتونم وقت نداری هم همسرمو همونقد دوست داشته باشم و کنارش باشم..میتونم تحمل کنم؟؟؟


میتونم همسرمو همونطوری که هس قبول کنم و انقد چشمم دنبال حرف مردم نباشه...

با اینهمه افکار دارم دیوونه میشم...

پدرم تا کی مخواد بکوبه تو سرم حرفاشو ...کنایه هاشو...

تا کی میتونم تحمل کنم و تویره شوهرم نزنم...

کلی فکر تو سرمه که دارم دیوونه میشم...که همشون میشه برام غصه...که همشون میشه کلی فکر که آبم میکنه...که بداخلاقی میکنم با همسر جانم...

که نمیدونه چطوری خوشحالم کنـه...

که انگار فهمیده ادم پولکی و ضعیفیم که میخواد خوشحالم کنه حتما با پوله....

چقد دارم بد میشم....

ادمای اطرافم نمیدونن با این حرفایی که به روم میزنن و حتی پشتم میزنن چقد داره از بین میبره من و عشقمو....

چرا به حرفایی که میزنیم توجه نداریم که ممکنه دله خیلیا بشکنه...که میتونه زندگی هایی رو حتی از هم بپاشونه...

حتی خودم...

دارم فک میکنم همسرم هم عشقش پابنده یه چیز دنیویه...یا فقط من اینجوریم...

نه اینکه پولکی باشم....نه

مشکله اصلیم اینه..چون همسرم کاره ثابت نداره و شغلش ازاده...

دارم به این فکر میکنم که ایندمون و ارزوهای که داشتیم با این کار و درامدش نمیگذره...با اینکه ما قسط هم داریم...

دارم فکرمیکنم چقد حرف میخواد پشتمون باشه که الانم هس...که لیاقت من بیشتر از اینا بوده...ازاینکه خواهرم هنوز ازدواج نکرده داره واسم قیافه میگیره...که داره غیر مستقیم بهم میفهمونه که خودتو تباه کردی با ازدواجت و میتونسی زندگی بهتر و راحتتری داشته باشی...

کاش بشه..کاش خدا کمکمون کنه...کاره خوبی پیدا کنیم..باهم بسازیم زندگیمونو...

کاش انقد ضعیف نبودم ..کاش انقد اعتماد به نفسم پایین نبود...که اگه بالا بود الان کاره خوبی داشتم...

کاش هیچ کدومتون تو موقعیت من قرار نگیرید...

نمیدونم چقد تونسم حرفامو بگم که متوجه حالم بشید....

اما خواهش میکنم زود قضاوت نکنید...

پستمو با این دعا تموم میکنم

خدایا هیچ بنده ای رو محتاج بنده های نامردت نکن....انقدری بده که محتاج نباشیم....هیچ مردی رو شرمنه خانوادش نکن...الهی امین













+پرینــــــــــــــاز دلم برات یه ذره شده بود کجا رفتی تو؟؟؟
یه شماره ای چیزی برام بذار باهات در ارتباط باشم خو؟؟؟

برچسب‌ها:
| جمعه 27 فروردین 1395|10:45 ب.ظ | elnaz نظرات() |

مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ